|
باید به آنچه مورد علاقه همسرمان هست توجه داشته باشیم

افشین قطبی و احترام در فوتبال
از پدرم آموختم به دیگران احترام بگذارم.یاد گرفتم دوستی ها با احترام گذاشتن محکم تر شود.تجربه کردم احترام حتی به دشمن موجب میشود از خودم احساس رضایت داشته باشم.پدرم همیشه می گفت:صحبت کردن و دوست داشتن دیگران هزینه ای ندارد.و راست هم میگفت.امتحان کنید!
اعتقاد نمی گذارد برای همیشه شکست بخوریم
همیشه احساس میکنم نیروی لایزالی مراقب من است.یک جور ارتباط قلبی با خدا که پا گرفته و تقویت شده و همیشه در غم ها به دادم رسیده و شادی هایم را دوچندان کرده است.این ارتباط در هر شرایطی نگاه دارنده است.وقتی اعتقادمان کافی نیست با کوچک ترین ضربه ای از پا میافتیم اما وقتی به آن بالا وصل شده ایم حتی اگر شکست بخوریم باز هم از او کمک میگیریم تا دوباره بایستیم و پیروز شویم.
عکس العمل هایی که دست خودمان نیست
هر انسانی در اوج غم و شادی دیگر نمی تواند خودش نباشد.گاهی عکس العمل هایی که در این لحظه از خودش بروز میدهد همان است که باید باشد و گاهه اوقات نتیجه برعکس میشود یعنی بارها پیش آمده که من موقع گل زدن تیم فوتبالم بغض کرده ام و بارها و بارها در غم خندیده ام.دیگر در آن لحظه بعضی عکس العمل ها دست خودم نیست.
برای سالم ماندن چه میکنم؟
خوب ورزش میکنم و خوب غذا میخورم.حواسم هست که غذاهای چرب یا شور در رژیمغذاییم وجود نداشته باشد.حواسم هست لبنیات سبزی و میوه را به اندازه بخورم و از تمام عواملی که میدانم برای سلامتی ضرر دارند پرهیز کنم.
افشین قطبی در خانه
زندگی کاری و زندگی شخصی ام کاملا تعریف شده است.مسائل کاری را با خودم به خانه نمی برم.در خانه اتاقی دارم که مخصوص کار است و همین که می خواهم تلفن کاری داشته باشم یا کسی قرار باشد به خانه بیاید تا درمورد کار صحبت کنیم به آن اتاق می روم تا همان جا مرز میان من و مربیگری ام با خانه ای باشد که در آن دیگر مربی تیم ملی فوتبال ایران نیستم.
روش های حفظ تفاهم با همسر
خیلی سخت نیست.اگر احترام گذاشتن را مثل سلام کردن یاد گرفته باشیم اگر یاد بگیریم همان قدر که خواسته های ما برای خودمان مهم است خواسته های همسرمان هم برایمان مهم باشد یاد بگیریم به آنچه مورد علاقه همسرمان است توجه داشته باشیم و از آن ها سرسری نگذریم زندگی شیرین میشود.باید بتوانیم یکدیگر را در آن زندگی پیدا کنیم نه اینکه فقط از سر عادت در کنار هم زندگی کنیم.
زندگی از دید قطبی
زندگی برایم راه هموار نبوده و نیست.خوشی ها و سختی های خودش را داشته است.زندگی سرشار از دلتنگی ها تلاش ها نرسیدن ها اشک ها و لبخندها و رسیدن ها است و هرچه راه ناهموارتر شده برایم لذت رسیدن بیشتر شده است و اگر چیزی را آسان به دست آورده ام برایم دیگر آنقدرها با ارزش نبوده است.من زندگی را مانند عبارت نقطه سر خط می بینم یعنی همیشه در هر پایانی می شود دوباره از نو شروع کرد.
میبینید چه قدر خوب و مهربونه
|